|
کلاغ سیاه با حیرت به خود می نگرد در دشت پوشیده از برف
|
۱ - این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...
۲- می گن که خواجوی کرمانی چهل سال روی سجاده به عبادت نشسته بود به نیت مشاهده ی خدا ، هر چه که بیشتر عبادت می کرد بیشتر از دیدن پروردگار محروم می شد. تا اینکه بعد ازچهل سال عبادت بی وقفه از شدت خستگی چهل ساله (!!) از حال می ره و توی خواب خدا رو ملاقات می کنه . حالا شده حکایت ما ... می ترسم که آخرش برای رسیدن به این آرزو های محال (!!) از حزب اعتدال و توسعه یا اصول گرایان اصلاح طلب ( این دیگه با اسمش منو کشته ) حاجت بگیریم.
۳-الف ابن... ابن بن .. که آ ابن من الابن ابینا... وقتی شد چهل دلار... اما حالا که صد دلار....
یه بابای خیری بیاد یه تیر بزنه تو مخ من بلکه خلاص شم
۴- من هنوزم آهنگ آخرNEVER HOOD رو به محسن نامجوی شما ترجیح میدم.
پانوشت: این وبلاگ امروز سه ساله شد.